اول ماە مە

ibrahim haidariابراهیم حیدری 

میشکند ، چرخ دندەهای سرمایە ، استخوانها را ، میشنوید ؟
میبلعد ، موج ، موج ، مدیترانە ، فوج ، فوج ، انسانها را ، می بینید ؟
کودکان در کورە پزخانەها ، بر روی خشت خامها
جان حکاکی می کنند ، میدانید ؟

سر میزنند ، پای میزنند ، دست میزنند …
در برابر دیدگان مفلوک و بهت ماندە
در صبح روشن ، در برابر دیدگان جهان … باورتان هست ؟
زنان و دختران را چنین :
بە ذلت و قهقرا ، در ‌‌غل و زنخیر
در قرن ما !!!
چون کنیزان و بردگان ، می فروشند
هزار ، هزار ، دریغا …

***

بە آشکار میتوان شنید ، میتوان شنید …
بی آنکە گوش فراخ بسپارید ، آوای مرگ را در
انفجار اعماق زمین ، در معادن
صدای صفیر ، سنگهای سنگسار
صدای ، رگبار گلولەها
صدای ، فوارە خون ز تن ها
ز کردستان ، ز خاوران ، ز دختران دانشجوی آفریقا
ز کودکان در کلاسها … در ، در ، در …
صدای ، چوب حراج دختران و کودکان و بچەها …
میشنوید ، صدای پای راسیسم ، انارشیسم ، آپارتاید … را
در شهرهای اروپا !!
میشنوید ، صدای فغان و فریاد کودکان … در
حلبچە ، شنگال ، بوسنی ، لیبی … و آه ، آه … جهان را
برخیزید ، جهان را از قاعدە بر زمین بگذارید
برخیزید ، فردا از آن شماست .
برخیزید ، میدانها از آن شماست .
کارگران جهان متحد شوید .
کارگران جهان متحد شوید .

ابراهیم حیدری

 

این نوشته در ابراهیم حیدری ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

نظر شما در مورد این نوشته چه بود؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s